2/21/2005
بار اول كه مرا به نام خواندي
بر زخم دل و جان و تنم زخمه زدي
نرم تر از سكوت و دريا .
من بغض فرو خورده كهنه
من ساز به جا مانده به صحنه
من درد هزار دشت بي بار
من شرم هزار مرد بيدار
من هيچ ، من كلاف پر پيچ
من مست تو ، من رام تو
من خاك ، من آب ،
من مانده چو مرداب .
تو دختركم ، غنچه زيبا
تو برگ گلم ، اميد فردا
تو هستي من ، شادي و سرمستي من
بار اول كه مرا به نام خواندي
. . .
Comments:
<< Home
..
دوش نامت بر زبانم آمد و جانم پرید
گوئیا فارغ شد و زان بند به رسوایی جهید
روحم ای جان، چون گدایی در رهت افتاده بود
آمدی حضرت که نامت پرده بر رویت کشید
..
دوش نامت بر زبانم آمد و جانم پرید
گوئیا فارغ شد و زان بند به رسوایی جهید
روحم ای جان، چون گدایی در رهت افتاده بود
آمدی حضرت که نامت پرده بر رویت کشید
..
..
من سراپا عشقم
من پر از تصویرم
من پراز همهمه ی شوق یک تصمیمم
من پر از فریادم
آتشی بی تابم
دل تو جنس بهار
نخورد آتش من بر بالت!؟
تو پر از خواستنی
شعر پرواز منی
من سراپا اشکم
من پر از آغازم
من فقط عشق رسیدن به تو در خود دارم
..
Post a Comment
من سراپا عشقم
من پر از تصویرم
من پراز همهمه ی شوق یک تصمیمم
من پر از فریادم
آتشی بی تابم
دل تو جنس بهار
نخورد آتش من بر بالت!؟
تو پر از خواستنی
شعر پرواز منی
من سراپا اشکم
من پر از آغازم
من فقط عشق رسیدن به تو در خود دارم
..
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home
Subscribe to Posts [Atom]